محمد ابراهيم آيتى
470
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
پس از قرارداد صلح ابن اسحاق مىگويد كه : رسول خدا در خارج حرم اردو زده بود ، امّا نماز خود را در حرم به جاى مىآورد و چون از كار قرارداد صلح فراغت يافت ، برخاست و قربانى كرد و سپس نشست و سر تراشيد ( و از احرام بيرون آمد ) و آن كس كه در آن روز سر رسول خدا را تراشيد ، « خراش بن أميّة بن فضل خزاعى » بود ، و چون مردم ديدند كه رسول خدا قربانى كرد و سر تراشيد ، از جاى جستند و قربانى كردند و سر تراشيدند . و به روايتى ديگر : مردانى سر تراشيدند ، و كسانى هم تقصير كردند ، و چون رسول خدا دعا كرد و گفت : خدا سرتراشان را رحمت كند ، گفتند : و تقصير كنندگان را ؟ در نوبت چهارم گفت : و تقصير كنندگان را ( يعنى : كسانى كه با گرفتن موى ريش يا شارب و يا با ناخن گرفتن از احرام بيرون مىروند ) . . . نوشتهاند كه : رسول خدا با شتران قربانى خود ، شترى از « أبو جهل » را كه حلقهاى از نقره در سرش بود آورده بود تا بدين وسيله مشركين را به غيظ آورد . بازگشت رسول خدا و أصحاب به مدينه و نزول سورهء فتح به روايت ابن اسحاق از زهرى : رسول خدا از « حديبيه » به طرف مدينه رهسپار شد و در ميان مكّه و مدينه ، سورهء فتح ( سورهء 48 ) نازل گرديد . خداوند دربارهء بيعت رضوان چنين گفته است : كسانى كه با تو بيعت مىكنند جز آن نيست كه با خدا بيعت مىكنند ، دست خدا است كه بالاى دست آنها است پس هر كس كه پيمانشكنى كند ، به زيان خود پيمانشكنى مىكند و هر كس كه به آنچه خدا بر وى عهد گرفته است وفادار بماند خدا به زودى او را اجرى عظيم عنايت خواهد كرد [ 1 ] .
--> [ 1 ] - آيه 10 .